خرید بک لینک

برای دانلود این کتاب اینجا کلیک کنید

برچسب: دانلودپ ن پ, پ ن پ, نویسنده: جلال تاريخ: پنجشنبه 18 آبان 1391 ساعت: 4:50

داره با سرعت 150 تا میره. بهش میگم آروم برو اینجا دوربینداره
میگه دوربین کنترل سرعت؟
پـَـ نـَـ پـَـ دوربین عکاسی گذاشتن ازماشینا عکس میگیرن میذارن تو فیسبوک تگ هم میکنن. آروم برو عکسمون خوب بیفته

***************************

به مامانممیگم:نمیخای واسه ما آستین بالا بزنی؟میگه:پسرم زن میخوای؟گفتم : پـَـ نـَـ پـَـ گفتمآستیناتو بالا بزنی با هم مچ بندازیم ببینیم کی قوی تره

***************************

رفتم تو ماهی فروشیبه فروشنده می گم :آقا یه ماهی قزل آلا بدین.میگه : واسه خوردن میخای؟میگم: پـَـنـَـ پـَـ اومدم واکسن هاری و کزازشو بزنم و برم

***************************

با دوستم رفتیمکشتارگاه میگه:اه اه اینجا چه بوی گوسفندی میاد.گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ میخواستی بویاش رشته بیاد.

***************************

به بابام میگم :باباپول داری؟میگه پول می خای؟میگم : پـَـ نـَـ پـَـ میخواستم ببینم اگه پول نداری بهتبدم که وختی رفتی خونه جولو زن و بچت شرمنده نشی

***************************

تو اوتوبان گشت نامحسوس یه ماشینو گرفته بود.راننده ماشینه به پلیسه میگه :می خای جریمم کنی؟ پلیسهمیگه: پـَـ نـَـ پـَـ بادو تا همکارام میخاستیم حکم بازی کنیم یه یار کم داشتیمگفتیم مزاحم شما بشیم

برچسب: نویسنده: جلال تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1391 ساعت: 5:50

دوستم زنگ زده موبایلم میگه ممد پول داری یه خورده بهم بدی؟ بهش میگم: بیا عابربانکم رو بگیر برو.

میگه: توش پول داری. گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ گفتم تو خونه نشستی دلت گرفته / گفتم بدم بری یه دوری باهاش بزنی!

***************************

به مامانم میگم فردا می خوام روزه بگیرم مامانم میگه سحر صدات کنم؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ مدونا رو بیشتر دوست دارم، مدونا صدام کن!!!

***************************

دیشب رفته بودم خونه خواهرمینا ، دختر خواهرم یه نقاشی رو بوم کشیده بود خیلی قشنگ گفتم خودت کشیدی ؟ گفت پـَـ نـَـ پـَـ دادم پیکاسو بکشه جوونا هم خودی نشون بدن

***************************

رفتم خونه دانشجویی یکی از دوستام داشتم یکی از ظرفای چرب مورچه زدشو می شستم اومده بالا سرم میگه ای وای چی کار می کنی داری ظرف و می شوری؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ مورچه ها هوس آب تنی کرده بودن آوردمشون حموم!

***************************

دوستم گفت: اگه با گوشی برم تو اینترنت از شارژم کم میشه؟ گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه

***************************

داییم ما رو برای یه پک قیلون دعوت میکنه باغ سیب مال بکی از رفقاش.. مامانم میگه حالا میخواین قیلون بکشید؟؟؟؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ اومدیم سیباشونو دستمال بکشیم!

***************************

واسه دوستم عکس ایمیل کردم زنگ زدم میگم فرستادمش واست . میگه یعنی الان تو ایمیلمه؟ پـَـ نـَـ پـَـ الان دم در خونتونه ولی دستش به زنگ نمیرسه درو بزن بیاد بالا

***************************

ممیز ایزو اومده رفته تو سالن تولید کنار دستگاه تراش از اپراتورش میپرسه شما تراشکارین؟ پـَـ نـَـ پـَـ مدیر عامل اوقات بیکاریش میاد کمک بچه ها

***************************

مامانم زنگ زده میگه کجایی؟گفتم با بهروز رفتم بازار گفت:بهررز رفیقت؟؟ پـَـ نـَـ پـَـ سس مایونزه بهروز

برچسب: نویسنده: جلال تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1391 ساعت: 5:50

هواپیما تو قلب آسمونموتورش آتیش گرفته، خلبان گفته داریم سقوط میکنیم.میکه یعنی سقوط کنیم زندگیمون تموممیشه؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ می یفتیم تو یه جزیره و سریال لاست رو میسازیم

***************************

میگم رسیدی خونه زنگبزن،میگه تلفن کنم؟،میگم پـَـ نـَـ پـَـ زنگ خونه بغلی رو بزن در رو

***************************

کمیته انظباطیدانشگاه خواسته رفتم تو میگه شما دو ترم تعلیق خوردید اعصابم خورد سرمو انداختمپایین دارم لبمو میخورم میگه ناراحت شدید؛ پـَـ نـَـ پـَـ خوشحال شدم دارم فکرمیکنم چجوری این لطف شما رو جبران کنم

***************************

یکی تو دانشگاه ازمپرسید ورودی چندی؟ گفتم85 همچین با تعجب گفت پس ترم اخری گفتم پـَـ نـَـ پـَـ ترماولم ولی از آخر اومدم شروع کنم

***************************

دیشب شام املت داشتیمخواهرم توش رب زده بود با گوجه و ... سر سفره مامانم گفت بهش رب زدی مزه گوجه رواز بین برده
خواهرم گفت مگه گوجه هم مزه داره؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ گوجه رو واسه قشنگی غذا میزنن که تو غذا ها رتبه بیاره!!

***************************

رفتیم یه باغی دزدیمن از درخت رفتم بالا دوستم میگه رفتی گردو بچینی؛ پـَـ نـَـ پـَـ گنجشکم رفتمآشیون بسازم. یه دفعه گفت وای صاحب باغ داره میادبهش میگم حالا تو فرار میکنی ،میگه پـَـ نـَـ پـَـ منتظر میمونم تو آشیانتو بسازی

***************************

لباس خریدم . کارتهعابرمو گذاشتم رو میز میگم 2015 . میگه رمز کارتته.؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ تلفنمه .شب زنگ بزنی لاو بترکونیم !

برچسب: نویسنده: جلال تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1391 ساعت: 5:50

دوستم روزنامه دستشهمیگم صفحه جدولشو بده من میگه میخوای حلش کنی؟ پـَـ نـَـ پـَـ میخوام از رو چیدمانجدولش محوطه باغ طراحی کنم

***************************

یه یارو لبه پشت بومیه ساختمون 12 طبقه واستاده بود و میخاست خودشو بندازه پایین. بهش میگن میخای خودکشی کنی؟میگه: پـَـ نـَـ پـَـ اومدم ماشینمو پارک کنم

***************************

رفتم کفش بخرم یه کفشپوشیدم خوشم اومده میگم همینو میخوام فروشنده میگه اون لنگشم بدم میگم پـَـ نـَـپـَـ بده پسر حاکم پیدام کنه

***************************

یه شب یه یارو کهنقاب زده بود با تفنگ جولوی یه دختره تو خیابون رو میگیره.دختره میگه:میخای پولاموبدزدی؟یارو میگه: پـَـ نـَـ پـَـ اومدم بهت پیشناهاد ازدواج بدم .چون دیر وقت بودگفتم مزاحم خانواده نشم

***************************

بن لادنو تو هواپیمادستگیر میکنن تصمیم میگیرن همونجا پرتش کنن بیرون میگه حالا پرتم میکنین پائین ؟ پـَـنـَـ پـَـ جای انوشه انصاری میفرستیمت دور زمین یه حالی بکنی

***************************

یکی از این سوسککوچیکا از جلو پام رد شده یه دستمال از جیبم درآوردم ... دوستم میگه میخوای بکشیش؟ پـَـ نـَـ پـَـ آبریزش بینی داره میخوام نریزه رو قالی

برچسب: نویسنده: جلال تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1391 ساعت: 5:50

2تا ماشین جوری به هم زده بودن که هیچی ازشون نمونده بود پلیساومده میگه مشکلی پیش اومده!!!! پـَـ نـَـ پـَـ زدن به هم ببینن این استانداردایمنی که شرکت استاندارد جهانی میده درسته یا نه

***************************

به همسایم میگم جاروبرقی دارید؟ میگه جاروبرقی میخوای؟ پـَـ نـَـ پـَـ میخواستم چک کنم اگه نداریدبراتون بخرم.

***************************

پیرزنه ، زنگ زدهخونه ... میگه مامان تشریف دارن؟ ، میگم کاریشون داشتین؟ میگه پـَـ نـَـ پـَـ بهاین بهونه میخواستم با خودت بیشتر آشنا شم... امروز کی وقتت آزاده ؟

***************************

به مامان بزرگه میگیمممکنه شب دیر بیام خونتون،.. شبا پشت در میندازی ؟ میگه پـَـ نـَـ پـَـ چار تاقباز میذارم برام بخونی پشت در و ننداختی نه نه با خوب و بدم ساختی نه نه ...

***************************

زنگ زده بهم میگهآهنگ پیشواز گذاشتی؟ پـَـ نـَـ پـَـ گروه ارکستر اوردم برات زنده اجرا کنن خودممدارم میخونم

***************************

خانمم را بردم اتاقعمل سزارین،ماما میپرسه برای عمل امدید؟ پـَـ نـَـ پـَـ امدیم نوزادان را ببینیمیک خوشگله شو برای اتاق خوابمان انتخاب کنیم؟!

***************************

یه مرد با ریش وپشمدراز و لباس مندرس کنار خیابون وایستاده داداشم میگه این گدائه؛ پـَـ نـَـ پـَـ کارلمارکسه اومده ببینه کارگران جهان با هم متحد شدن یا نه

***************************

تو باغ وحش یه مارپیتون دیده میگه این مار؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ نخ دندون رستم که سیمرغ با قدرت جادویی بهش جون داده.

***************************

زنه دوقلوزایده...پرستاره یکی از بچه هارو میبره براش....زنه میپرسه:اون یکی هممیارین؟؟؟پرستاره گفت: پـَـ نـَـ پـَـ فعلا اینو ببرین استفاده کنین...ده روز بعداز فعال سازی اون یکی هم پست میکنیم درِ خونتون

***************************

زنگ زدم تاکسی تلفنیمیگم کد 89 هستم ماشین دارین ؟ میگه بله میخوایین؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ میخواستمبگم خوش به حالتون که ماشین دارین ما نداریم

برچسب: نویسنده: جلال تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1391 ساعت: 5:50

طرف اومده تو شرکت کهکلی روی در و دیوار آرم و پوستر بیمه س میگه ببخشید اینجا شرکت بیمه س ؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ نونوائیه الان خمیر تموم کردیم !

***************************

نیم ساعته تو خیابوندنباله دخترم .میگه میخای شماره بدی میگم پـَـ نـَـ پـَـ شبیه مایکل اسکوفیلدیدارم تعقیبت میکنم به سیلا برسم

***************************

بهش میگم اگه بتونیمیری اونور یا اینجا می مونی؟
میگه خارج از کشور؟ پـَـ نـَـ پـَـ اتاق بغلی رو میگم!

***************************

سر صبح داشتم نرمشمیکردم بابام پرسید داری نرمش میکنی. پـَـ نـَـ پـَـ قر تو کمرم فراوونه نمیدونمکجا بریزم

***************************

تو مراسمِ تیربارانمیگه می خوان بکشنش؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ واسه آبکش کردنِ برنج عروسی، آبکش کم اومده!!!رفقای با مرامِداماد دارن آبکش می سازن

***************************

به بارومیگی افتابهداری؟میگه براخونه می خوای؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ براقالب کیک جشن تولد بابام میخوام،اخه سنتی دوست داره.

***************************

میگه سوسک؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ شاه زادس جادوگر بی رحم اینجوری طلسمش کرده.
خندید و گفت بکشمش؟
گفنم: پـَـ نـَـ پـَـ تا من و شاهزاده اسبارو زین می کنم پاشو آذوقه جمع کن بریمبه جنگ جادوگر طلسم بشکنیم این شاهزادرو نجات بدیم

برچسب: نویسنده: جلال تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1391 ساعت: 5:50

رفتم پادگان فرماندهدید گفت تو سربازی ؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ ماشین شهرداریم اومدم شمارو ساعت 9 ببرم

***************************

به مامانم میگم منسحری هم نخوردم خیلی گشنمه
میگه یعنی افطار میخوری ؟ پـَـ نـَـپـَـ نمیخورم ببینم من بیشتر طاقت دارم یا شتر تو صحرا

***************************

بابای رفیقممرده؟؟؟؟؟ بعد زنش میگه میخواین خاکش کنین؟؟رفیقم گفت: پـَـ نـَـ پـَـ میخوامیمباراندازش کنیم

***************************

سر کلاس راهنماییرانندگی نشسته بودم .کلاس گرم بود و همه خیس عرق شده بودند .
به مسئول کلاس میگم : ببخشید خانم میشه کولر رو روشن کنید
میگه :گرمه. گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ هممون از خجالت خیس عرق شدیم.

***************************

دیشب دختر خالم خیلیگریه مدکرد نمیذاشت بخوابم به مادربزرگم یه قصه براش بگو تا اروم شه گفت مثله قصهی شاه پریون گفتم پـَـ نـَـ پـَـ قصه هفت دراکولا در شبو تعریف کن که دیگه اصلانخوابه

***************************

توی سلمونی نشسته بودمکه یکدفعه یه مرد کچله امد تو. آرایشگر با نیشخند بهش گفت: امدی آب بخوری؟ مردگفت: پـَـ نـَـ پـَـ امدم موهام کوتاه کنی

برچسب: نویسنده: جلال تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1391 ساعت: 5:50

صفحه بندی